زندگی امید موفقیت
نويسندگان
شرح

در بغداد روزی مستی افتاده بود و طاقت رفتن نبودش از مستی.

شیخ جنید بر او برگذشت. چشم آن مست بر شیخ افتاد و شیخ را نظر بر وی افتاد.

مست شرم داشت، گفت: یا شیخ! چنین که هستم، می‌نمایم! تو چنان که می‌نمایی، هستی؟ گریه بر شیخ افتاد به سبب این صدق.

[ ٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
دنیای من

قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست....
ژرفای زندگی امید موفقیت
صفحات اختصاصی
امکانات وب

بک لينک