زندگی امید موفقیت
نويسندگان
شرح

در زمستانی سرد کلاغی غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند؛ گوشت بدن خودش را میکند و به جوجه هاش میداد... زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند : خوب شد مرد ؛ راحت شدیم از این غذای تکراری ! این است واقعیت تلخ روزگار ما...!

[ ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٤ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
دنیای من

قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست....
ژرفای زندگی امید موفقیت
صفحات اختصاصی
امکانات وب

بک لينک