زندگی امید موفقیت
نويسندگان
شرح

زندگی امید موفقیت

قانون های ذهنی می گن خوشبختی یعنی رضایت.مهم نیست ...چی داشته باشی یا چقدر، مهم اینه که از همونی که داری راضی هستی یا نه؟!چون یه وقتهایی آدم خیلی چیزها داره اما باز هم احساس خوشبختی نداره! و بر عکسش...پس یه قانون وجود داره، که می گه:
 

میزان خوشبختی = میزان رضایت

حالا این سوال مهم پیش می یاد که چه طوری میشه در کل زندگی احساس رضایت کرد؟

زندگی مجموعه ای از لحظه هاست! چون پشت این لحظه، لحظه ی بعدیه و پشت اون لحظه ی بعدی و بعدی و ...پس، اگه می خوای در کلیت بزرگ زندگی راضی باشی اول باید تمرین کنی تا در لحظه راضی باشی .

استاد می گفت:

"اگه کسی تصمیم بگیره فقط توی لحظه ی اکنون راضی باشه، بعد ، به لحظه ی بعدی ، که رسید، باز در لحظه ی اکنون راضی باشه و بعد به لحظه ی بعدی که رسید باز ..... می‌دونی چی می شه؟

اون فقط برای راضی و شاد بودن در یک لحظه تلاش کرده، اما یک دفعه می‌بینه پنج ساله که راضی و خشنوده! اگه کسی از لحظه ی اکنونش ناراضی باشه، بعد، از لحظه ی بعد هم ناراضی باشه ، بعد... یکهو به خودش می یاد و می بینه پنجاه سالشه و همه ی این پنجاه سال رو ناراضی بوده!



ادامه مطلب
[ ۱٥ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳٢ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

عجیبه . واقعا عجیبه . خوب شایدم اینقدر عجیب نباشه ، فقط کمی فکر لازم داره . همیشه وقتی یه چیزی ذهنمو مشغول میکنه ، توی زندگی روزمره هر جا میرم و هر کاری میکنم اون چیز همش جلوی چشمم میاد . مثلا موقعی که زبان رو شروع کردم ، همه جا روی در و دیوار تبلیغات کلاسهای زبان میدیدم . یا توی تلویزیون همش زبان نشون میداد . یا مثل اون موقعی که تازه به این نتیجه رسیده بودم که همیشه انسانهای بزرگی سر راه زندگیم سبز میشن . درست توی همون دوران بود که توی اتوبوس کناریم سر صحبتو باز میکرد و از افکار بزرگش صحبت میکرد . از برنامه دقیقی که برای کار و ادامه زندگیش ریخته . یه بارم یه معلم کنارم نشسته بود و از زندگیش حرف میزد . یادمه نشونی یکی از بهترین معلمهای زندگیمو بهش دادم و اون گفت که میشناستش و من خیلی خوشحال شدم . یا زمانی که دنبال کارهای سربازیم بودم . هر جا میرفتم یه سرباز میدیدم . توی خیابون ، توی اتوبوس ، همش از کنار پادگانها رد میشدم . توی تلویزیون ، توی اخبار . مراتب تصویری از سربازها جلوی چشمم بود .

 این قضیه مطمئنا توی زندگی تو هم پیش اومده . میدونی علتش چیه ؟
 

وقتی ذهن ما پیرامون یه مسئله میچرخه ، دقت یا حساسیتمون در مورد اون زیاد میشه . خیلی زیاد . بخاطر همین توی دنیای بیرون چیزایی که مربوط به اون میشه ، توجه ما رو بیشتر از هر چیز دیگه ای جلب میکنه .

در واقع  اطراف ما همیشه یک اتفاق میافته . همه انسانها زندگی خودشونو میکنن و همه چیز روال عادی خودشو داره . ولی این دید ماست که عوض شده . دقت ماست که روی موضوع خاصی زوم میکنه .

اگه دید ما نسبت به امور مثبت باشه ، همه چیزهای مثبتو میبینیم و انرژی میگیریم . اگه منفی نگر باشیم به هر چا نگاه میکنیم عیب اون رو میبینیم و همش ایراد میگیریم . از کنار یه رودخونه بزرگ و زیبا که رد میشیم ، فقط لجن هایی رو میبینیم که روی آبو گرفته . صبح که از خونه میایم بیرون ، هوای خنک و انرژی صبح رو ول میکنیم و به دود ماشینها گیر میدیم . چرا ؟ چون دید و ذهن خودمون رو طوری تربیت کردیم که فقط امور منفی رو میبینه و خودمونو از همه زیباییها محروم میکنیم .

 فکرشو بکن . یه روز از خونه بیرون میای و همه زیباییها رو میبینی . تا شب چقدر حافظه و ذهن و روحت شاداب و از زیباییهای دنیا غنی میشه . اون موقعه که همه از بودن در کنارت لذت میبرن . چون مردم ، آدمای شاد و مثبت اندیش و موفق رو دوست دارن .
[ ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:۱٦ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

 عبارات تاکیدی کتاب  چشم دل بگشا  ( کاترین پاندر )

« هر آنچه که از خداوند طلب کنید او بیش از آن چه که فکر کنید با آغوش باز به شما اعطا می کند »

1.اکنون میدانم که خداوند میخواهد صاحب همه چیز باشم همه چیزهایی که دوست دارم و زندگی ما در این دنیا شکوفاتر می سازد.

2. قدرت کامیاب بخش خدا یکا یک ثانیه های امروز برکت می دهد تا هم اکنون و همین جا به عالیترین ثمرات نیکو  برسم.

3.خداوند منشا همه موهبت ها هست و همه انسان ها و اوضاع زندگی و جامعه وسیله ای برای رساندن موهبت های الهی هستند.

4. اکنون چیز های پوسیده و اوضاع و شرایط کهنه و روابط فرسوده را رها میکتم اکنون نظم الهی بر جهانم استقرار می یابد و پایدار می مانم.

5. من به خدا چشم میدوزم و هدایت او را می طلبم و توانگر می شوم. من از نظم الهی سرشارم من اکنون در نظم متعالی قرار دارم.

6.     هر دم و بازدم زندگی ام سرشار از نظم الهی است من آرام و متوازعم لبریز از آرامش و تعادل هست

7.     خدای درون من رهایی بخش من است خدای درونم قدرتی است که آزادم می کند  من اکنون همه کس گذشته و اکنون را که دیگر جزئی از طرح الهی نیستند رها می کنم خدای درونم هم اکنون جای راستین  و مردمان راستین و توانگری راستین مرا متجلی می سازند.

8.خدای درون من هم اکنون مرا از هر چیز و هر کس  که دیگر جزئی از طرح الهی زندگیم نیست می رهاند اکنون هر چیز و هر کس که دیگر جزئی از طرح الهی زندگیم نیست مرا می رهاند خدای درونم هم اکنون طرح الهی زندگی ام را آشکار و شکوفا می سازد.

9. من همه کس که مرا آزار داده می بخشم و هر کس که نیازمند به بخشش من است می بخشم.

10. من همه کس و همه چیز را می بخشم در حال گذشته و آینده ،من آزادم و دیگران نیز آزادند اکنون همه چیز میان من و دیگران پاک شده و تا ابد پاک خواهند ماند. چه احساس نیکو و دلپذیر دارم همه کسانی را که می شناختم بخشیدم.

11. خدای درونت اکنون تو را از وابستگی ودلبستگی به افراد و مکان واشیاء و موضوعات گذشته تاکنون می رهاند خدای درونت اکنون قدرت رهایی بخش توست

12. من هم اکنون در میان روابط درست ،افراد درست ،اوضاع و شرابط درست قرار دارم.

13. این وضع راه حل دارد راه حل الهی والاترین راه حل است سپاس می گزارم که راه حل الهی هم اکنون متجلی می شود.

14. اکنون همه این مشکلات را به دست خدا می سپارم خودم قادر به حل هیچ کدام از آن ها نیستم.

15. من اکنون در خانه ای زیبا و باز سازی شده با حیاطی پر از گل های زیبا در خانه چوبی که از جوهر غنی خدا ساخته شده زندگی می کنم.

16. خدایا این آرزو یا چیزی بهتر برآورد شود بگذارنیکی و برکت بیکرانت تجلی یابد واکنون این فهرست را به اراده متعال آگاهی الهی می سپارم.

17. خداوند اکنون به هر طریقی که خودش صلاح میداند این موهبت را به من میدهد تا در نهایت شادمانی برای خودم استفاده کنم.

18. به یمن جوهر غنی بی کران کائنات من هم اکنون صاحب معشوقی زیبا و نازنین و دوست داشتنی هستم.

19. به یمن جوهر غنی بی کران کائنات من هم اکنون صاحب ثروت و برکت بی کران هستم.

20. به یمن جوهر غنی بی کران کائنات من هم اکنون خانه ای بزرگ  و دلپزیر و راحت دارم.

21. به یمن جوهر غنی بی کران کائنات من هم اکنون دارای سلامتی روح و جسمی کامل هستم.

22. طرح الهی هم اکنون برایم سلامت و ثروت و دولت و عشق و سعادت به ارمغان می آورد.

23. من هم اکنون از درآمدی مدام و قابل توجه و فراوان بر خوردارم .

24. از افزایش در آمدم که هم اکنون پیش می آید و به طرزی قابل ملاحظه به من رضایت می بخشد سپاسگذارم.

25. من به جوهر الهی احاطه شدم و این جوهر الهی هم اکنون به شکلی غنی و مناسب و شایسته به سویم می آید.

26. خدایا به تو و قانون عدالت تو توکل می کنم میدانم که آنچه متعلق من است نمی تواند از من باز گرفته شود پس آرام و آسوده بر جا می مانم.

27. زندگی من از نظر  مالی و روحی روز به روز بهتر و در آمد و عشق من بیشتر می شود.

28. حکمت کامل از آن من است من فهم هستم و قوت از آن من است دولت و جلال  و توانگری جاودانی و عدالت با من است .

29. خرد لایتنهای در این وضع سرگرم کار است  بی درنگ عالیترین ثمرات را می آفریند.

30. عشق الهی در این وضعیت سرگرم کار است و عالیترین ثمرات را برای من می آفریند عشق الهی هم اکنون زندگیم را متحول می سازد.

31. در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد هم اکنون شیئی گمشده یا معادل آن به من باز می گردد.

32. همه موهبت های گذشته و اکنونم که بنا به حق الهی به من متعلق هستند هم اکنون متجلی می شوند تا برایم شادمانی و رضایت کامل بیاورند.

33. موهبتم را از دست نداده ام، موهبتم با قدرتی بیشتر و عظیم تر می تواند پدیدار شود و از راه حکیمانه خدا تجلی یابد.

34. اکنون همه در ها و دروازه ها گشوده شده اند اکنون همه راهها باز  و آزاد هستند همه جهان به من پاسخ مثبت می دهد.

35. خداوندا ، این موهبت  یا موهبتی برتر را از خزانه بی کرانت به من عطا فرما ، نیکی نامحدودت هم اکنون انجام خواهد پذیرفت.

36. خداوندا من هم اکنون به یمن جوهر غنی کائنات صاحب این موهبت  هستم و خدا را شکر می کنم.

37. خداوندا من را به معشوقم روز به روز نزدیک تر و مرا هر روز لایق تر از دیروز بگردان.

38. خداوندا من برای خودم و خانواده ام سلامتی و برکت جاوید می طلبم واز نظر مالی روز به روز درآمد ما بیشتر می شود.

39. من از نظر روحی و معنوی آمادگی کامل را برای پذیرا شدن موهبت های الهی را دارم.

40. من بدون هیچ  وابستگی ، همه مردم را دوست دارم و همه مردم نیز بدون هیچ گونه وابستگی، مرا دوست دارند.  

[ ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۱ ‎ق.ظ ] [ اسماعیل ]

 

کاشف تلقین به خود، دانشمندی فرانسوی به نام امیل کوئه است. او قدرت تلقین  را کشف کرد.
داستان کشف تلقین :
یک روز پسر 13 ساله او دیر از خواب بیدار می شود و بدین جهت مورد سرزنش و برخورد شدید پدر قرار می گیرد. عصر آن روز وقتی پسر کوئه از مدرسه به خانه بر می گردد؛ امیل متوجه می شود که هنوز اثر صحبت های صبح در چهره پسر مشخص است. مدتی بعد مجدد این ماجرا تکرار شد تا اینکه جرقه ای در ذهن کوئه پدید آمد .

او از خود این سئوال را پرسید که چرا اثر تنبیه یا تشویق از صبح تا عصر همان روز باقی می ماند. پس از تحقیق و آزمایش بسیار در این خصوص به این نتیجه رسید که انسان ها 10 الی 15 دقیقه بعد از خواب و به همین مقدار قبل از خواب رفتن در شرایطی قرار میگیرند که هر نوع فکر حرف و تصویری را که در رویا یا واقعیت با ان مواجه شوند در طول روز عینا برای خود شبیه سازی می کنند.
همه افراد نوع بشر قبل و بعد از خواب به حالت رخوت و خواب الودگی هیپنوتیزمی وارد می شوند؛ در این وضعیت پذیرش افزایش می یابد. کوئه توضیح می دهد که شخص در حالت هیپنوز نباید بخوابد بلکه باید تنها خواب آلود باشد. رمز هیپنوتیزم این است که فرد فقط و فقط خواب آلودگی داشته باشد. از آنجا که نسل بشر هنگام صبح که از خواب بر می خیزند دچار رخوت و خواب آلودگی اند، پس بهترین زمان ارائه تلقین های صبح زود می باشد.
اولین اصل در تلقین امیل کوئه خواب آلودگی است.
دومین اصل در تلقین امیل کوئه آرامش عضلانی است.
سومین و مهمترین اصل تلقین امیل کوئه تمرکز فکری و خلا ذهنی است که در اصل کانونی کردن ذهن است؛ فقط و فقط بر روی یک موضوع ویژه.
امیل کوئه پس از تحقیق و آزمایش یر روی افراد و حالات گوناگون آنان به این نتیجه رسید که این سه حالت پیش از بیدار شدن از خواب به انسان دست میدهد چرا که در صبح هنگام انسان هم خواب آلود هم رلکس و هم در حالتی از تمرکز فکری و ذهنی میباشد. پس از اعلام این نتیجه روز به روز به مشتریان و بیماران امیل کوئه اضافه شد ، او هر روز بیماران را در سالنی جمع می کرد و به آنها آموزش میداد که چگونه در ضمیر ناخودآگاه خود نفوذ کنند و تلقین های عملی و کاربردی لازم را بر لوح ضمیر نفس یا خویشتن خویش نقش زنند. او می گوید : مهم این است که تلقین ها وارد ناخودآگاه شوند؛ بعد از آن دیگر کاری نکنید بلکه منتظر معجزات درمانی باشید .
روش های کوئه در دهه 1920 شهرتی جهانی پیدا کرد مخصوصا جمله ابدایی او :


‍‍"
من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شوم"


امیل کوئه پرده از بزرگترین راز قرن در خصوص هیپنوتیزم برداشته و بیان کرد که قدرت، عامل ایجاد یک حالت هیپنوتیزمی نیست بلکه مهم تر از آن مشارکت، همکاری و پذیرش بی چون و چرای تلقین های از طرف آزمودنی می باشد و همچنین عقیده دارد که هیپنوتیزم چیزی نیست جز مجموعه ای از تلقین به نفس و تلقین به نفس نیز در اصل همان هیپنوتیزم می باشد.
اگر اندیشه ای برای مدت مدید در ذهن باقی بماند فرد آن را واقعی فرض کرده و حاضر نیست هیچ گونه مطلبی بر خلاف آن را قبول نماید. از دید روان شناسی هرگاه افراد نوع بشر تمام ظرفیت فکری خود را بر روی عقیده ای متمرکز سازند و هر روز بر وسعت دامنه آن بیافزایند این اعتقاد آن شخص در جهان بیرون جنبه واقعی پیدا خواهد کرد.
قوانین کوئه:
کوئه پس از گذشت حدود 20 سال تحقیق در خصوص تلقین های هیپنوتیزمی به قوانین سه گانه زیر دست یافت:
1.  قانون توجه و تمرکز : زمانی که ذهن در مدت مدیدی بر روی موضوعی متمرکز شود آن موضوع بتدریج جنبه واقعی پیدا می کند.
  .2
قانون اثر متضاد : مادامی که در خیال خود ببینید که قادر به انجام کاری نیستید با تلاش بیشتر موفقیت کمتری کسب میکنید. به عبارت دیگر تفکر منفی + کوشش بیشتر = موفقیت کمتر.
3. قانون اثر احساسی عاطفی : پندار قویتر از تلقین است. به عبارت دیگر زمانی که یک تلقین از روی اشتیاق و احساسهای عاطفی درون باشد و همراه با تصاویر ذهنی باشد. این تلقین قویتر از سایر افکار و القائات ظاهر شده و بر دیگر افکار غلبه پیدا می کند.
تلقین چیست؟
تلقین همانند بذری است که در خاک وجود انسان ها کاشته میشود. اگر به موقع به آبیاری و باغبانی آن بپردازیم، از آن دانه کوچک کم وزن درخت قطور و تنومندی ایجاد خواهیم کرد که با بالا رفتن از آن درخت از فراز قله های موفقیت خواهیم گذشت. تلقین همانند تیغ جراحی است که تنها افراد متخصص بهترین بهره برداری را از آن به عمل می آورند.
اگر تلقین به نفس در مدت زمانی طولانی مثلا چند ماه (3 الی4) ادامه داشته باشد بعد از تاثیر گذاری بر ضمیر ناخودآگاه بصورت خودکار، ناخودآگاه در پی بدست آوردن موارد ذکر شده در تلقینات بر می آید؛ در آن موقع زمانی است که اعجاز ناخودآگاه را میبینیم.

"من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شوم"

این رو مطمئن باشید که تلقین قدرتی داره که میتونه از شما انسان دیگری بسازه میتونه شخصیت وجودتون رو که سالهای دراز شکل گرفته رو در مدتی کم چنان تغییر بده که باعث تعجب همگان بشه و میتونه شما رو به جائی از قله های موفقیت برسونه برای دیگران باور نکردنی باشه و اینو بدونین که:
"
تلقین یکی از مهمترین مهمترین و مهمترین رموز موفقیت است. "

[ ۱٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

بر مبنای قانون جذب ، شما همان اموری را به زندگی تان جذب خواهید کرد که بر آنها متمرکز می شوید.

قانون جذب رازی در خود دارد و آن اینکه اگر انرژی و توجه تان را برای هر امری صرف کنید ؛ همان را جذب زندگی تان خواهید کرد . اگر بر امور مثبت و بر خوبی ها متمرکز بمانید ؛ به طور خودکار ، اموری مثبت و خوبی های بیشتری را جذب زندگی تان می کنید و اگر بر امور منفی و بر کمبودها متمرکز شوید ؛ همان ها را جذب زندگی تان خواهید کرد .

 
[ ٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]
 زندگی امید موفقیت

چشمانت را آلوده نکن که چشم ، روزنه ای است مستقیم به روح . چشم هر چه می بیند ، مستقیما روح از آن تاثیر می پذیرد . با زیبایی ها شاد می شود و امیدوار و با بدی ها مخوف می شود و نا امید و دلسرد و خسته .

 

گناه چشم ، فکر را مشغول می کند . کافی است چشم یکبار ببیند . آنگاه است که ذهن احمق ، آن را هزاران بار بر صفحه خیال ، نمایان می کند و فکر به آن شاخ و برگ می دهد و آنقدر پیش می رود که چنگال نابودی اش را در سینه ات فرو کند .

 

اگر نهال غریزه را بها دهی رشد می کند و به احمقانه ترین شکل ، رشد می کند . تا جایی که با قطع قامت تنومندش باز خرده ها سر از خاک وجود بیرون می زنند و باعث رنجش می شوند .

 برکن اولین نهال را که باغ زندگی ات هرزگی نداشته باشد . برکن !
[ ٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٩ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

 

آنچه در دل میپروریم را به سمت خود جذب میکنیم ، هر گونه شرایط ، هر شخص و هر موقعیتی را که به سوی خود فرا میخوانیم و تجربه مینماییم ، همان چیزی است که در درون ماست . آیا میتوانید نظامی شکوهمندتر از این را مسألت کنید ؟

زندگی شما پژواکی از درون شماست و آنچه درون دارید ، هماره تحت اختیار شماست .

[ ۳٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٢ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

فرمان بردارم سرورم

شما نمی دانید که چگونه این کار انجام می گیرد و جهان هستی چه جوری و چه شکلی به خودش می گیرد . "چگونه" کار کائنات است . او بهترین و کوتاهترین و درست ترین راه را برای رسیدن شما به آرزویتان ایجاد می کند . 

وقتی شما در جهت چیزی هستید که می خواهید ، احساس خوبی خواهید داشت و اگر نا امید شوید دیگر با آن چیز هم جهت نیستید و ناراحت هستید . وقتی ناامید شوید و بگویید " نمی شود" ، کائنات می گوید : فرمان بردارم سرورم و شما به آرزوی خود نمی رسید . وقتی احساس خوبی داشتید و هم جهت هم شدید ، زمان پدید آمدن آن رویا فرا می رسد .

رخداد ها به زمان نیاز دارند اما زمان آن برای شما معلوم نیست ، بیشتر مهم است که چقدر با احساس خود هم جهت هستید . این شما هستید که برای رخدادها زمان تعیین می کنید و فکر می کنید برای چیزهای بزرگ تر زمان بیشتری و برای چیزهای کوچک زمان کمتری صرف می شود . اما برای قانون جاذبه اینگونه نیست .

 قانون جاذبه همان چیزی را که هست به شما می دهد. و این شرایط تکرار می شود . در صورتی که آن چیزی که الان هست همان چیزی بوده که شما قبلا به آن فکر کرده بودید . اگر با چیزی که نمی خواهید مقابله کنید ، ایستادگی می کند. چون روی چیزی تمرکز کرده اید که نمی خواهید . باید روی چیزی تمرکز کنید که می خواهید .
شما خالقین جهان خود هستید . مهم است که به چه فکر می کنید و چه آرزویی دارید ، چون آن چیز پدید می آید . انسان چیزی می شود که به آن می اندیشد . هر کس می تواند دنیای خود را بسازد و محدودیتی ندارد زیرا بیش از نیاز خوبی هست . بیش از نیاز نیرو هست . قانون جاذبه درون شماست و تحت کنترل شما است . چه فکر کنید که "می توانید " و چه فکر کنید که " نمی توانید " در هر صورت حق باشماست و کائنات به شما می گوید : فرمان بردارم سرورم .
با شکر گزاری شروع کنید ، شکرگزاری بابت چیزهایی که دارید و به شما احساس خوب می دهد . اخلاق شکرگزارانه داشته باشید....

[ ۳٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۳ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

احساس خوب

احساس به شما کمک می کند که به چه چیزی فکر کنید و چه چیزی را جذب کنید . احساس یا خوب است یا بد . باید جهت گیری به سمت احساس خوب باشد .


همان چیزی که احساس می کنید ، همان چیزی است که به وجود می آورید . چیزی که به آن فکر می کنید همان چیزی است که احساس می کنید .

شما افکاری را به وجود می آورید که تجربه های آینده ی شما را به وجود می آورد . شما خالق زندگی خود هستید .زندگی می تواند رویایی باشد اگر شما از از این راز (قانون جاذبه) استفاده کنید .

همه شما داستان علاءالدین و چراغ جادو را می دانید ، کارتون و یا فیلم آن را دیده اید . علاءالدین آرزو می کرد و غول چراغ جادو ظاهر می شد و به او می گفت فرمان بردارم سرورم و آرزوی علاءالدین برآورده می شد . علاءالدین شما هستید و غول چراغ جادو کائنات (هستی ) . کائنات بر پایه قانون جاذبه شکل گرفته .  شما آرزو می کنید و کائنات   می گوید : فرمان بردارم سرورم.


1. آن چیزی را که می خواهید طلب کنید
2. نیاز به کلمات نیست ، فکر کنید
3. کائنات به احساس درونی شما پاسخ می دهد و شما دریافت می کنید .


شما به جهان هستی دستور می دهید و جهان هستی شکلی به خودش می گیرد که شما به افکارتون برسید . شما باید آن چیزی را که می خواهید تصور کنید و تجسم کنید . وقتی چیزی را تجسم کردید آن را پدید می آورید .

[ ۳٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

 

" بشر زندانی سرنوشت نیست ، بشر در غل و زنجیر ذهن خویشتن است . "

فرانکلین دی. روزولت (1945-1882)

[ ۳٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

 

از امروز پست جدیدی رو شروع میکنم که برای خیلی ها ممکن جدید هم نباشه ، به هر حال این موضوع مورد علاقه منه که خیلی دوستش دارم و کم و بیش راجع بهش مطالعه کرده ام ، از دوستان عزیز هم دعوت میکنم برای افزایش آگهی همه توی این ÷ست کمکم کنن.

 

ما همه با یک نیروی بی پایان زندگی می کنیم . و آن نیروی جاذبه است.


راز قانون جاذبه


تمام چیزهایی که وارد زندگی شما می شوند با قانون جاذبه وارد شده اند . تمام چیزهایی که شما در ذهن دارید به طرف خود جذب می کنید .

 

افکار تبدیل به اجسام می شوند . شما باید مشخص کنید چه چیزی را می خواهید ، به آن فکر کنید و بار ها ، بارها آن را در ذهن خود مرور کنید ، چیزی را که فکر می کنید به طرف خود جذب می کنید.

این برای هر کسی رخ می دهد اما افراد به چیزی فکر می کنند که نمی خواهند . قانون جاذبه هر چیزی را جذب می کند ، چیزی را که نمی خواهید و چیزی را که می خواهید .نباید روی چیزی که نمی خواهید تمرکز کنید زیرا قانون جاذبه آن را جذب می کند . تمرکز فکری را باید از روی چیزهایی که نمی خواهید به روی چیزهایی که می خواهید ، تغییر دهید .

کسی که بیشتر از بیماری حرف می زند همیشه بیمار است و کسی که بیشتر از ثروت حرف می زند ، ثروتمند است . یک فکر مثبت صدها بار قوی تر از یک فکر منفی است . افکار را به دقت انتخاب کنید .

مجسمه ای که از خود ساخته اید ، خودتان خواسته اید .  تمام اتفاقاتی که برایتان رخ  می دهد ،  خودتان خواسته اید . باید مراقب افکارتان باشید .

[ ۳٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:۳٩ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
دنیای من

قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست....
ژرفای زندگی امید موفقیت
صفحات اختصاصی
امکانات وب

بک لينک