زندگی امید موفقیت
نويسندگان
شرح

زندگی امید موفقیت

همه ما خودمان را چنین متقاعد می کنیم که زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:

   با افراد تازه ای آشنا شویم

شغلمان را عوض کنیم

مهاجرت کنیم

ازدواج کنیم

 

فکر میکنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر :

ترفیع بگیریم

اقامت بگیریم

با افراد بیشتری آشنا شویم

بچه دار شویم

 

و خسته می شویم وقتی :

می بینیم رئیسمان نمی فهمد

زبان مشترک نداریم

همدیگر را نمی فهمیم

می‌بینیم کودکانمان به توجه مداوم نیازمندند

بهتر است صبر کنیم ...

 

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد که :

رئیسمان تغییر کند، شغلمان را تغییر دهیم

به جای دیگری سفر کنیم

به دنبال دوستان تازه ای بگردیم

همسرمان رفتارش را عوض کند

یک ماشین شیک تر داشته باشیم

بچه هایمان ازدواج کنند

به مرخصی برویم

و در نهایت بازنشسته شویم....

 

حقیقت این است که برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

 اگر الآن نه، پس کی؟

 زندگی همواره پر از چالش است.

 بهتر این است که این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم که با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی کنیم.

 

به خیالمان می رسد که زندگی ، همان زندگی دلخواه ، موقعی شروع می شود که موانعی که سر راهمان هستند ، کنار بروند:

مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنیم

کاری که باید تمام کنیم

زمانی که باید برای کاری صرف کنیم

بدهی‌هایی که باید پرداخت کنیم

و ...

بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

 

بعد از آن که همه ی این ها را تجربه کردیم، تازه می فهمیم که زندگی ، همین چیزهایی است که ما آن ها را موانع می‌شناسیم

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم که جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود ندارد. خوشبختی، خود همین جاده است.. بیایید از هر لحظه لذت ببریم.

برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که در انتظار بنشینیم:

در انتظار فارغ التحصیلی

بازگشت به دانشگاه

کاهش وزن

افزایش وزن

شروع به کار

مهاجرت

دوستان تازه

ازدواج

شروع تعطیلات

صبح جمعه

در انتظار دریافت وام جدید

خرید یک ماشین نو

باز پرداخت قسط ها

بهار و تابستان و پاییز و زمستان

اول برج

پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون

مردن

تولد مجدد

و...

 

خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد .

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

زندگی کنید و از حال لذت ببرید.

[ ۳٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

زندگی امید موفقیت

بیا لحظه ای با هم فکر کنیم که طلا ارزش واقعی نداره و با ارزش بودنش یه چیزیه که توی فرهنگ مردم رفته ، نه اینکه واقعاً با ارزش باشه.
بیا لحظه ای با هم فکر کنیم که مدل ماشین آدم ها ، هیچ دلیلی بر بزرگ بودن شخصیت یا انسان بودن اونها نیست.
بیا لحظه ای با هم فکر کنیم که مدل مبل و میز و صندلی و پرده و لباس و هر چیز دیگه هیچ دلیلی بر بالاتر بودن جایگاه افراد نسبت به هم نیست .
و هزاران چیز دیگه که می تونیم با هم فکرش رو بکنیم.

چقدر زندگی راحت تر می شه ،‌ مگه نه؟

چقدر دغدغه های الکی و استرس های بیجای ما  خود به خود از بین می رن. آیا اینکه ما چطوری به زندگی فکر کنیم و چطوری به زندگی نگاه کنیم ، دست خودمون هست یا نه ؟
معلومه که دست خودمونه !
پس اگر متفاوت به زندگی نگاه کنیم ، نتایج متفاوت هم خواهیم گرفت…

××× طلا یک فلزه که به خاطر خاصیت های فیزیکیش و کمتر بودنش در طبیعت نسبت به سایر فلزها ، به صورت قراردادی بین آدم ها با ارزش تلقی می شه. اون هایی که سالیان سال پیش از ما این قرارداد رو گذاشتند ، حواسشون نبوده که چیز بهتری برای سنجش ارزش انتخاب کنند

[ ٢۱ دی ۱۳٩٠ ] [ ٦:۳٩ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

 

پیرمردی 92 ساله که سر و وضع مرتبی داشت در حال انتقال به خانه سالمندان بود. همسر 70 ساله‌اش به تازگی درگذشته بود و او مجبور بود خانه‌اش را ترک کند. پس از چند ساعت انتظار در سرسرای خانه سالمندان، به او گفته شد که اتاقش حاضر است. پیرمرد لبخندی بر لب آورد.

همین طور که عصا زنان به طرف آسانسور می‌رفت، به او توضیح دادم که اتاقش خیلی کوچک است و به جای پرده، روی پنجره‌هایش کاغذ چسبانده شده است. پیرمرد درست مثل بچه‌ای که اسباب‌بازی تازه‌ای به او داده باشند با شوق و اشتیاق فراوان گفت: «خیلی دوستش دارم.»

به او گفتم: ولی شما هنوز اتاقتان را ندیده‌اید! چند لحظه صبر کنید الآن می‌رسیم.

او گفت: به دیدن و ندیدن ربطی ندارد.

شادی چیزی است که من از پیش انتخاب کرده‌ام. این که من اتاق را دوست داشته باشم یانداشته باشم به مبلمان و دکور و ... بستگی ندارد بلکه به این بستگی دارد که تصمیم بگیرم چگونه به آن نگاه کنم.

من پیش خودم تصمیم گرفته‌ام که اتاق را دوست داشته باشم. این تصمیمی است که هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم می‌گیرم.

من دو کار می‌توانم بکنم. یکی این که تمام روز را در رختخواب بمانم و مشکلات قسمت‌های مختلف بدنم که دیگر خوب کار نمی‌کنند را بشمارم، یا آن که از جا برخیزم و به خاطر آن قسمت‌هایی که هنوز درست کار می‌کنند شکرگزار باشم . هر روز، هدیه‌ای است که به من داده می‌شود و من تا وقتی که بتوانم چشمانم را باز کنم، بر روی روز جدید و تمام خاطرات خوشی که در طول زندگی داشته‌ام تمرکز خواهم کرد. سن زیاد مثل یک حساب بانکی است. آنچه را که در طول زندگی ذخیره کرده باشید می‌توانید بعداً برداشت کنید. بدین خاطر، راهنمایی من به تو این است که هر چه می‌توانی شادی‌های زندگی را در حساب بانکی حافظه‌ات ذخیره کنی.

از مشارکت تو در پر کردن حسابم با خاطره‌های شاد و شیرین تشکر می‌کنم. هیچ می‌دانی که من هنوز هم در حال ذخیره کردن در این حساب هستم؟ ...

[ ٢٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٦ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

شما مستحق شادی هستید            

 پیام‌هایی که به خود می‌‌دهید سمت وسوی زندگی شما را تعیین خواهد کرد.پس اگر دائما‍ به خود بگویید من ارزشی ندارم وشادی در زندگی حق من نیست، چطور انتظار دارید که شاد باشید؟

 خودتان را قبول داشته باشید                            

خوب، بد، زشت یا هرچه هستید، همان را بپذیرید. به هر کاری مشغول هستید بدانید که آن کار نهایت تلاش و کوشش شما بوده، پس کاملا از آن راضی و خوشنود باشید و به دنبال پیشرفت بروید. اگر تنها به نداشته‌های خود فکر کنید مطمئنا از داشته‌های خود هرگز لذت نمی‌‌برید.

   احساس رضایت نمایید                             

نباید همواره به دنبال موقعیتی در آینده باشید تا در آن زمان به خرسندی برسید. شما مطلع نیستید که فردا زندگی چه چیزی را برای شما به ارمغان خواهد آورد، پس امروز از داشته‌ها و موقعیت‌های خود نهایت لذت را ببرید.

    قدر زندگی خود را بدانید                                  

شادبودن در حال حاضر یعنی از زندگی خود سپاسگزاری کردن. شکرگزاری ازسلامتی، شغل، خانه، غذا یا خانواده‌ای که عاشق شماست. آیا اگر متوجه شوید که فقط نود روز از زندگی شما باقی مانده متفاوت عمل نمی‌کردید؟ سرانجام عمر همه یک روز به پایان خواهد رسید. شاید شما حتی نود روز هم وقت نداشته باشید. این را بدانید که تنها سپاسگزاری است که شادی و آزادی را برای شما به ارمغان خواهد آورد، نه سرزنش.

    با دیگران مهربان باشید                                     

شادی واقعی یعنی مفید بودن برای دیگران. اگر شما یاد بگیرید که به مشکلات، بیش از اندازه فکر نکنید آنها در نظر شما کوچک وکوچک‌تر خواهند شد. اگر تنها به خود فکر نکنید، متوجه می‌شوید که زندگی چقدر زیباست.

 

[ ٢۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

راز شگفت انگیز شادی ! ...

روزی دختر جوانی در چمنزاری قدم می‌زد و پروانه‌ای را لابه‌لای بوته‌ی خاری گرفتار دید.

او با دقت زیاد پروانه را رها کرد و پروانه پرواز کرد و سپس بازگشت و تبدیل به یک پری زیبا شد و به دختر گفت: به خاطر مهربانیت هر آرزویی که داشته باشی برآورده خواهم کرد.


ادامه مطلب
[ ٤ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٦:۱٩ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]

غصه هم خواهد رفت

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت

غصه هم خواهد رفت

آنچنانی که فقط خاطره ایی خواهد ماند

لحظه را دریبابیم

باور روز برای گذر از شب کافیست.........

[ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
دنیای من

قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست....
ژرفای زندگی امید موفقیت
صفحات اختصاصی
امکانات وب

بک لينک