او یگانه تکیه گاه من و توست ...

آتشی نمى سوزاند " ابراهیم " را ،

و دریایى غرق نمی کند " موسى " را ؛

مادری ،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان "نیل" می سپارد ،

تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ؛

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد !

مکر زلیخا زندانیش می کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند...

از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمی توانند ...

او که یگانه تکیه گاه من و توست !

/ 6 نظر / 66 بازدید
حدیث

سلام... همیشه از وبلاگائی ک مطالب خاص داره لذت می برم.. خیلی مطلب قشنگی بود... حس خوبی بهم داد... دوست دارم لینکتون کنم... اگه دوست ندارید حتما بهم بگید... و من هم خوشحال می شم اگه دوست دارید ب من هم سر بزنید و نظرتونو راجع ب سروده هام بدین..

باران

سلام من بارانم،از اینکه به وبلاگت سر زدم خوشحالم ،امیدوارم تو زندگیتم موفق باشی[تایید]

مریم

خیلی زیبا

؟؟؟

سلام وب خیلی زیبایی داری[گل]

صمد

سلام دوست عزیز دقیقا زندگی واقعی همینه. امید و ایمان به پروردگار منزه که صفات بیشماری دارد و هرگز هیچ نقصی در کارهایش نیست. فقط هدف داشتن و صبور بودن برای رسیدن به اهدافی که به نیت نزدیکی به خدا بوده است. هر چند ممکن است نیت های انسان خیلی هم رنگ اخروی نداشته باشد. همانطور که می دانیم حضرت خضر وقتی با حضرت موسی همراه شد، چند کار به ظاهر بد انجام داد: کشتن یک انسان، شکستن یک کشتی و ... پس فقط باید به نیت قرب الی الله باشد و بس. نیت که خدا شد، هدف که خدا شد دیگه مهم نیست تو چه دریایی باشی تو چه دامی باشی ، تو چه آتشی باشی، همین که به او اعتماد کنی و صبور باشی ، به لطف و رضایت خودش...می توانی.

یکی تو این دنیا

سلام....مطالبتون خیلی زیباست... با اجازتون چندتاشو کپی کردم...