من چه جوریم ؟

 

بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند . بعضی ضخیم و بعضی جلد نازک . 

بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی . 

بعضی از آدم ها ترجمه شده اند . 

بعضی از آدم ها  تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدم ها فتوکپی آدم های دیگرند . 

بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی از آدم ها صفحات رنگی دارند .

بعضی از آدم ها تیتر دارند ٬ فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدم ها نوشته اند : حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است . 

بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند . بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند وبعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند . 

بعضی از آدم ها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته می شوند . 

بعضی از آدم هافقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند . 

بعضی از آدم ها خطخوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند . 

از روی بعضی از آدم هاباید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم ها باید جریمه نوشت . 

بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدم ها را باید نخوانده دور انداخت.

به نظر شما ( اگه کسی نظر بده ! ) آدما چه جوری هستن . خودتون چه جوری هستین !

در مورد خودم  دارم فکر میکنم !

/ 11 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام. بنده وبلاگ شما رو لینک کردم. آدرس وبلاگ من saraparnian.blogfa.com یا علی

بیژن

با سلام و تشکر.

anita

[تایید]

بنده خدا

دلم گرفته بود ی بغض دردناک تو گلوم بود تو این صفحه اون بغض لعنتی بالاخره ترکید دلم تنگه برای کسی که همه کس و هویتم ریشه ام اصالتم افتخارم بوده و نیستش رفته جایی که برگشتی نداره بابا جونم دوست دارم خدایا بابام جاش خوب باشه بابام ارامش داشته باشه خدایا شکرت

andia

حقیقت قشنگی بود.ممنون....

من آدمی زود گذر .بیشتر وقتا نگران وحساسم

هزار تویی پر ازردر دل

به نظر من آدم ها هزار تو هستند.بعضی از آدم ها توی هزار تویشان کلی آدم دیگر دارند.بعضی ها اوایل هزار تویشان خوب به نظر می رسد ولی در عمق شان حرف های زیادی هست که کمتر مشتری پیدا می کنند.مثل خود من که تنها کسی را که در عمق این هزار تو راه دادم تنها دوست صمیمیم است که بعد از ۷سال طی کردن مدرسه همدیگر را یافتیم و واقعا خیلی خیلی شبیه هم هستیم.

فاطمه

من ادم تو زندگیم ندیدم البته دوس پسرم خیلی پسره خوبیه ولی من بدم... اخرین بار به یک دختر اعتماد کردم که گفت خواهر باشیم... من اولش باورش نکردم ولی وقتی باورش کردم منو زد زمین هر لحظه خاطره بد دارم... من ادمی بودم که اصلا برام مهم نبودن کسایی که بهم بدی میکنن تا حالا دلم از کسی نگرفته بود... ولی ایندفه اینقد شکستم که سپردمش بخدا... خودم ادم سختی هستم ولی اگه دلم دست کسی بیاد تا اخرش از جونم میزارم و هواشو دارم حتی اگه خیلی بد باشه ولی اگه بدی که داره خیلی خیلی زیاد باشه از چشمم برای همیشه میوفته حتی اگه نزدیکم باشه فقط تحملش میکنم و ظاهرمو حفظ میکنم