وضو میگیرم

مادر

مرا به کعبه چه حاجت!

طواف می کنم مـــــادری " را که برای لمس دستانش هم

وضو باید گرفت ...

 

 به سلامتی اونی که وقتی از مدرسه می اومدم خونه ، میگفت از صبح تا حالا برات ۱۰۰۰ تا صلوات فرستادم تا امتحان تو  قبول  بشی . . .

 

/ 14 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

خدا خیرت بده عالی بود نگاه مهربون خدا برات جاری

anita

ghurbon hame mamana ....doaye mamana poshte saret[تایید][زبان]

عالی بود--خدا پشت وپناهت دوست عزیز--تصمیم گرفتم این جمله را قاب کنم وبذارم درون قلبم

جلیلی

شب بی مادری شب یلداست ممنون از مطب بسیار قشنگتون

بنده خدا

ا ارزوی بهترینها برای تو [گل]

رویا

فوق العاده زیبا

نسیم

عااالی بود مادرا دنیان تاهستیمو هستن قدرشونوبدونیم

مريم

به سلامتي همه پدر مادرهاي مهربون من بلد نيستم جمله ادبي بگم ولي الان دارم فقط گريه ميكنم . واسه بابام و مامانم دعا كنين .

بارانا

به نام خالق مادر این مطلبی که اینجاست برام ازهزار مطلبی که توی وبلاگ های دیگه خوندم با ارزشترنیه در حقیقت با خوندنش غافل گیر شدم. اگه مادر نبود نمیتونستم مهربانی ها وبخشندگی خدا را درک کنم .خدا بنده هاشو خیلی دوست داره چون مادر رو خلق کرد.

رویا

دوستم خیلی حال روحیش بد بود و داشت بهم پیام میداد،توو گوگل سرچ کردم جمله ی امیددهنده،وبلاگ شمام بین نتیجه ها اومد،اومدم داخل وبلاگتون،پستهارو دونه به دونه خوندم تا رسیدم به این پست... به این مطلبی که راجبه صلواتا نوشتید... یاد خودمو مامانم افتادم..گریه م گرفت.. یادم افتاد همیشه کنار برنامه امتحانیم یه عددایی مینوشت.. 7 8 9 ... یبار گفتم این عددا چین؟ گفت چیز مهمی نیست اطرافیان به شوخی میگفتن عددارو عوض کن ببین اتفاقی میفته؟ جریان عددارو نفهمیدم تا اینکه دیپلممو که با معدل 12 گرفتم،مامانم یه نگا به عدد انداخت و گفت صلواتام جواب نداد...گفتم ینی چی؟ گفت اون عددای کنار برنامت صلواتای نذریم برا خوب دادنه امتحانت بود(دوتا صفرشو نمینوشتم)توو رو فقط خندیدم اما توو دلم خنجر خورد که هیچوقت اونی نشدم که مادرم میخواست...امیدوارم یه روزی سرم به سنگ بخوره و بتونم بشم... ببخشید طولانی شد میتونید جواب ندید یا اصن نخونید! راستی الان ترم دوعه حقوق دانشگاه آزادم.